حسن حسن زاده آملى
131
هزار و يك كلمه (فارسى)
شارب هشتاد و حدّ قاذف نيز هشتاد تازيانه است يعنى به اين طريق زنا و دزدى و قذف را بايد منع نمود كه اگر دزد ديد دستش را مىبرند ديگر حاضر براى دزدى كردن نيست اما به مجازاتهاى ديگر جلوى دزد را نمىتوان گرفت ؛ چون تحمل حبس و شلّاق و شكنجه براى عيار و طرار اثرى ندارد اما وقتى ديد دست ندارد ديگر نمىتواند قفلى بشكند يا كمندى بياندازد و نقبى بزند و سرى ببرد و اينها چيزهايى است كه دزد ناچار بايد اين كارها را بكند تا دزدى تواند كرد ، لذا دزدان طاقت حبس و تازيانه دارند اما طاقت دست بريدن ندارند ، اما زنا منحصر به اشخاص زرنگ و عيار نيست كه طاقت كارهاى دشوار داشته باشند غالبا جوانهاى متجمل و آبرومند و چيزدار مرتكب آن مىشوند كه برهنه كردن و تازيانه زدن و رسوا شدن در آنها تأثير مىكند ، از اينها بگذريم غرض اين است كه : حدّ به معنى منع كردن است و حدّ دزد قطع يد است يعنى منع نمودن او به اين است و در حديث است كه « انّ للقرآن ظهرا و بطنا و حدّا و مطلعا » يعنى قرآن ظاهرى دارد و باطنى ، و حدّى دارد و مطلعى و غرض از حدّ آن اندازه از معنى است كه ديگران نميتوانند از آن تجاوز كنند يعنى عجز مردم آنها را منع مىكند از تجاوز ، چنان كه در حديث وارد است كه چون خداوند مىدانست در آخر الزمان اقوامى مدقق خواهند آمد ، قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ و اوائل سوره حديد نازل فرمود ( فى باب النسبة من اصول الكافى - ص 72 ج 1 معرب - باسناده عن عاصم بن حميد قال : سئل على بن الحسين عليهما السلام عن التوحيد ؟ فقال : ان الله عزّ و جلّ علم انه يكون فى آخر الزمان أقوام متعمقون فانزل الله تعالى قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ، و الآيات من سورة الحديد إلى قوله و هو عليم بذات الصدور ، فمن رام و راء ذلك فقد هلك ) براى اينكه عجز عرب بيابانى مانع بود از اينكه آيه هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ الآية را بفهمد ، أما مثل آخوند ملاصدرا معنى اين آيه را درك مىكند چنان كه خود گويد كه من پيوسته در اين آيات تفكر مىكردم تا وقتى اين حديث را ديدم گريه كردم از شوق . اما مطلع محل بلندى را گويند كه شخصى از آنجا مشرف شده آن طرف كوه و ميان قلعه را ببيند اشخاصى كه علمشان بيشتر يا مؤيد به قوه قدسيه هستند تجاوز كرده از مطلع معانى باطنه قرآن را به اندازه استعداد خود مىفهمند .